سرزمین چهارفصل |
صبح فردا همسر مرد بی خبر از اتفاقات شوم نیمه شب ٬ به مسافر خانه ی کوچک آمد و هویت مرد را فاش کرد ... خواهر از شدت پشیمانی خود را دار زد . مادر خود را در دریاچه افکند .... اما پسر شاید کمی حقش بود.... شاید٬ باید می فهمید هیچ وقت نباید بازی کرد...
آلبرکامو
.jpg)
باد ملایمی اومدو ابر کوچولو رو دید .. یه کم نوازشش کرد تا اومد بالاتر ...
ابر کوچولو با اون نجابت لطیفش سلام کرد ...
گفتم خوش به حال تو ابر کوچولوی پشمالو... خوش به حال نجابتت.... لطافتت....
من که همیشه روونم و دل اینو اونو آروم میکنم خودم با دیدن نجابت لطیف شما آروم شدم ....
دلم می خواد دست ترم تو رو لمس کنه و نوازشت بده تا هم خودم آروم بگیرم ٬ هم گرمی محبتمون
تقسیم بشه .....
دوست دارم با اینکه همیشه روونم ٬ گاهی ام یه جا ساکت بمونمو به نظاره تو بنشینم....
دوست دارم با اینکه بعضی وقتا دو رنگ میشمو یه کمی تند میشم ٬ ساکت بمونمو آرامشو از نجابتت بگیرم....
نمی خوام تو باشم ولی دوست دارم با تو باشم......
یه قصه گوی خسته از دوستان
۸/۱۱/۸۶
امضاء

ما چند ماهی رو با هم بودیم بدون هیچ دغدغه و کدورتی .
امیدوارم که همچنان همان طوری باشیم که بودیم .
با ارزوی موفقیت در باقیمانده باهم بودن ٬ در باقیمانده دوستی هامان و در همه ی ........
ما هنوز هم خودمانیم .....ما هنوز هم هم کلاسی های دیروزیم ٬چه اونایی که از نمرشون راضی
بودن و چه اوناییکه.......
شیشه پنجره را باران شست.....
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست........
آسمان سربی رنگ.........
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.....................
می پرد پر مرغان نگاهم تا دور.........
وای باران...
پر مرغان نگاهم را شست......
مادر،
اي لطيف ترين گل بوستان هستي،
اي باغبان هستي من،
گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.
گاهِ پروريدنم آغوشي
گرم که بالنده ام سازد
که کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بود کاش ........
من حسینم...... پناهی ام........

دزدانه..........در چشم ستارگان... نه به تمامیشان
تنها بدان ها که شبیه ترند
به چشمان تو....![]()
آخی دیشب به خوابم آمدی پیر شده بودی...
نگفتم که شاید غصت بگیره.........![]()
به خدا نگویید مشکل بزرگ دارم....
به مشکل بگویید .. که... خدایی بزرگ دارم.....![]()
وقتی از مادرم می شنوم ........
خیلی دلم می گیره.....
وقتی دلم می گیره .........
نفس کشیدنم خیلی سخت میشه.....
سخت میشه .... سخت.... سخت.....سخت.....![]()

این استان مردمی مهربان٬ با صداقت٬ سلحشور٬ مهمان نواز٬ سخاوتمند و دریا دل را در خود جای داده که با گویش لری سخن می گویندو این گویش باز مانده از ایران باستان است٬ بیشتر به عهد ساسانی بر میگردد که آکنده از کلمات و واژه های اوستایی است ...........
زیبا ترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد. با وفا ترین دوست به مرور زمان پرپرشد. این پرپرشدن از گل نیست٬ از طبیعت است. و این بی وفایی از دوست از روزگار است.
وقت دلم برات تنگ می شه میرم اون بالا پشت ابرا ریز ریز گریه میکنم پس هر وقت دیدی داره بارون مییاد٬ بدون دلم خیلی برات تنگ شده..............................................
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|